کهن دیار ریز
شهرستان لنجان اصفهان به مرکزیت زرین شهرکنونی و ریز سابق به واسطه قرار گرفتن در مسیر زاینده رود از کهن ترین شهرستان های استان اصفهان و فلات مرکزی ایران به شمار می رود که ردپای تاریخ را به سبب وجود عوامل مشترک زیست محیطی و استراتژیک با شهر اصفهان در جای جای آن می توان دنبال کرد.
مرکز شهرستان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال 1336 طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرین رود به زرین شهر تغییر نام یافت. تا چرخه امروزی شدن را در تغییر نام خود نیز متجلی کند. اما کهن نام این سرزمین « ریز» طبق نظریه کارشناسان صاحب نظر، برگرفته از واژه کهن و اوستایی- پهلوی « ریژ» به معنای سرزمین کنار رود می باشد که با موقعیت جغرافیایی آن نیز تطابق دارد و در تداول عامیانه به واژه ریز تغییر شکل یافته است.
این نوین شهر و کهن ده دهه های گذشته از روزگاران کهن به عنوان مرکز هسته های پراکنده جمعیتی منطقه، از دید انسان جستجو گر دور نمانده و در اعماق تاریخ نیز همواره در سیر مهاجرت و سکنی گزینی اقوام گوناگون قرار گرفته است .
طبق نظر کارشناسان باستان شناسی ، اشیاء کشف شده در تله های باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپه های باستانی مسیر زاینده رود می باشد که از لحاظ تاریخی همدوره با تمدن سیلک کاشان بوده و این مساله نشان از قدمت حیات اجتماعی آن دارد. 
از دیگر آثار تاریخی فرهنگی این منطقه می توان به مسجد صباحی (مسمی به رییس فرقه اسماعیلیه ) حمام صحرایی با کتیبه 800 ساله، قلعه اعراب ، پل شاه نشین و تالار کهن ریز، آسیاب ها ،کبوتر خانه ها و عصار خانه، حمام های خزانه ای، قلعههای دفاعی و مساجد گوناگون اشاره کرد که به جز مسجد رحیم خان (جامع) قلعه حسین آباد و باغ برجی شرق ریز مربوط به دوره قاجار و حوزه علمیه قدیمی ریز کلیه آثار ذکر شده در هجوم چرخه افسار گسیخته صنعت وتوسعه بی حساب همچون دیگر نمادهای تاریخی فرهنگی شهر از صفحه روزگار محو گردیده اند.
نمونه ای از سفالینه های کشف شده
درتله های باغ محمود ریز در دهه ۲۰
شخصیت های علمی فرهنگی این شهر از مهم ترین مولفه های تاریخی فرهنگی آن به شمار می رود. همان گونه که در اشعار محلی و منطقه ای، هر روستا و منطقه شهره محصول، خصوصیت و یا شخصیت های خود می باشد،روستای ریز شهره علمایش بوده که از این گذر می توان به حکیم فیلسوف اسماعیل ابن محمد ریزی (از دانشمندان قرن هفتم هجری قمری)صاحب کتب رساله نصرتیه و حیات النفوس که هنوز هم بعنوان یکی از معتبرترین منابع فلسفه دانشگاههای کشور بشمار می رود، علامه ملا عبدالوهاب ریزی صاحب چند جلد تعلیقات مفصل بر کتاب القسطاس المستقیم و رسالاتی در احکام متوفی ۱۲۸۱(ه-ق)، علامه شیخ مرتضی ریزی(پیشوای دینی اهالی اصفهان و اطراف و رهبر مبارزات آنان در مقابل تعدیات ظل السلطان و ارسال کننده حکم درخواست انفصال ایشان از حکومت اصفهان و پشتیبان مردم تاخلع نهایی او از حکومت اصفهان ) مدفون در تکیه ریزی تخت فولاد اصفهان متوفی۱۳۲۹(ه-ق)، شیخ ابوالمعالی ریزی اولین استاد حضرت آیت الاه بروجردی مرجع اعلای تشیع، مجتهد و فقیه اصولی آقاشیخ ابوالفضل ریزی (مدفون در تکیه ریزی تخت فولاد متوفی ۱۳۳۹ ه-ق)، شیخ ضیاء الدین ریزی از علمای برجسته حوزه نجف اشرف،ملا حسن ریزی شاگرد خاص حوزه درس حاجی آباده ای و مدفون در تکیه آباده ای تخت فولاد اصفهان متوفی(۱۲۹۹ ه-ق)، آقا سید اسماعیل ریزی از علمای برجسته سامرا ونجف اشرف و شاگرد میرزای بزرگ شیرازی در سامرا (از رهبران مشروطیت و نماینده اولین دوره مجلس شورای ملی)و فقیه وارسته مریم ریزی صاحب کتاب وزین و مرجع مطالب السوال، شیخ جعفر ریزی پدر فقیه وارسته مریم ریزی، سید آقاجان نوربخش جد اعلای دکتر محسن نور بخش وزیر اقتصاد و دارایی و رییس بانک مرکزی، ملا لطف اله شمس الواعظین ریزی صاحب کتب جواهر الکلام و شمس طالعه ،ملا ابوالقاسم ریزی،ابوالحسن ریزی و حضرت آیت الله شیخ محمود شریعت ریزی در سده های گذشته و همچنین هنرمندان، صنعتگران و شخصیت های اجتماعی برجسته همچون سردار جعفرقلی خان ریزی (رهبر اهالی ریز درمبارزه علیه تعدی های شاهزادگان قاجار )، میرزا عبدالجواد خطیب از خطاطان برجسته اصفهان و صاحب دیوان اشعار با قریب بر سه هزار بیت شعر و استاد نامدار حاج علی پرورش سازنده اولین پل معلق کشور بر روی زاینده رود با ابزار ساده آهنگری قدیم و میرزا احمد نقاش استاد حاج میرزا آقا امامی معروف از نقاشان برجسته کشور در دوره قاجار اشاره کرد که همه و همه به عنوان زیر ساختار جامعه علمی فرهنگی شهر در عصر نوین منجر به ظهور چهره های شاخصی همچون پروفسور عبدالرحیم رجایی ریزی ، پروفسور مهدی پرورش ریزی و دکتر خدامراد مرادیان از چهره های ماندگار علمی و بین المللی و دهها چهره برجسته علمی فرهنگی دیگر گردیده است .
از مهمترین آثاری که امروزه به عنوان جاذبه توریستی و گردشگری این شهر بشمار می رود، ساحل زاینده رود و پارک ساحلی زرین شهر است که به همت جناب آقای فروتن شهردار محترم این شهر در دهه های اخیر ایجاد گردیده است که در صورت اهتمام مسوولین عمرانی و فرهنگی شهر در بازسازی و توسعه کاربری معدودی از آثار کهن شهر همچون قلعه حسین آباد، باغ برجی شرقی، حمام های خزانه ای، مسجد رحیم خان (جامع) و حوزه علمیه زرین شهر می توان امیدواربود این آثار به عنوان مکمل تاریخی جاذبه های طبیعی و گردشگری این شهر در جذب گردشگر و توسعه فرهنگی اجتماعی شهر مثمر ثمر واقع شود.

در دوران حکومت ناصرالدين شاه و غصب
حکومت اصفهان توسط مسعود ميرزا
(ظلالسلطان) بسبب شرايط خاص آن
يکي از شخصيت هاي کم نظيري که پا
به عرصه وجود نهاد سردار جعفرقلي
خانريزي بود که بعنوان سمبل مقاومت
در برابر زياده طلبي هاي شاهزاده قاجار، از راست:سردارجعفرقليخان.ميرزا احمد نقاشباشي.حاج مرتضي ريزي
بديعالملک توانست برگ زريني در مبارزات آزاديخواهي اهالي روستاي ريز از خود برجاي گذارد .
بقیه داستان در ادامه مطلب
پلهای زاینده رود زرین شهر

یاد باد ان روزگاران یاد باد
علمی
فرهنگی-اجتماعی
صنعتگر معروف ريز (زرينشهر) و سازنده پل فلزي معروف زرينشهر از چهرههاي ماندگار علمي و صنعتي منطقه لنجان بشمار ميآيد. وي در سال 1297 در ريز لنجان و در خانوادهاي مذهبي ـ صنعتي به دنيا آمد. پدر ايشان مرحوم استاد محمد رحيم آهنگر وجد ايشان نيز استاد نوروز آهنگر بودهاند و در بازار آهنگران اصفهان كه در آن دوران معتبرترين بازار توليد فلزات در كشور به شمار ميآمد همه ايشان را به استادي قبول داشتند.
استاد علي پرورش تا سن 16 سالگي در خدمت پدر تمام فنون آهنگري قديم را ميآموزد. وي از سنين 7 سالگي نزد مكتب داران قديم قرآن و كتابهاي گلستان و قصاب الجيان را ميآموزد و در سال 1325 در حوزه علميه به آموزش تجويد و قرآن براي طلاب ميپردازد.
ايشان در امر صنعت و فلز به مهارت ميرسد كه در سال 1332 با همكاري برادر خويش مرحوم استاد ابوالحسين افتخار ساخت قفل درب رواق مولا علي بن ابيطالب را مييابد.
استاد بيشتر به واسطه ساخت پل فلزي معروف زرينشهر در سراسر لنجان و حتي استان اصفهان به شهرت دست يافته است. استاد جلال الدين همايي در كتاب ارزشمند خود (تاريخ اصفهان) ضمن آنكه به شرح كاملي از معرفي و زندگي نامه استاد پرورش ميپردازد. در ذكر پل مذكور مينويسد: پلي كه استاد علي با كوره و چكش معمولي ساخته و مورد تحسين مهندسان خارجي واقع شده است، اين پل در سال 1337 بر روي رودخانه و در مجاورت پل جديد آزادگان احداث گريده است و توسط سرلشکر گرزن استاندار وقت اصفهان و در حضور هزار نفر از مردم منطقه افتتاح گرديد و به مدت چهل سال همچنان پا بر جاي و استوار مورد استفاده مردم قرار داشته تا اينكه در سال 1373 به دلايل نامعلوم منهدم شده و تلاش دلسوزان شهر در دست يابي به قطعات تخريب شده پل مذكور نيز راه به جايي نبرد و جز يادي از آن ديگر اثري برجاي نماند.
استاد پرورش به جز پل معلق زرينشهر كه در پنج ماه ساخته شد، دو پل فلزي ديگر نيز بين كرچكان و سعيدآباد و نيز درچم عليشاه ساخته كه هنوز نيز مورد استفادهاند و نيز گلدستههاي آهني مساجد جامع زرينشهر و چمگردان هم از كارهاي آن مرحوم ميباشد. سرانجام ايشان در تيرماه سال 1364 بدرود حيات گفت و در گلستان زهرا(س) زرينشهر به خاك سپرده شد و بنا به وصيت آن مرحوم از ثلث مال ايشان طبقه اول دبستان سعدي زرينشهر به وسيله ورثه ساخته شد و در اختيار آموزش و پرورش قرار گرفت كه اكنون مورد استفاده است
ادبی-هنری
یکی از رجال گمنام منطقه مرحوم میرزا عبدالجواد خطیب فرزندملا عبدالاه بن ملا محمدحسین بن حسن ریزی لنجانی ملقب به لسان الدین میباشدکه در تاریخ ۱۲۹۷ ه.ق بدنیا آمد.ابوالقاسم رفیعی مهر آبادی درکتاب آثار ملی اصفهان ضمن توصیف شخصیت ایشان مینویسد(....ازعلما،فضلا،ادبا،خطاطان وشعرابودو در اصفهان تحصیلات خود را در محضر بزرگان فن انجام واز طرف امام جمعه اصفهان سمت خطیب یافته بودودر اعیاد و مجالس خطبه میخواندوماده تاریخهای بسیاری در وفات بزرگان سروده است.)
این شخصیت در طول عمر فرهنگی خود منشا خدمات ارزنده ایدر عرصه علم وادب گردیدبطوری که یکی از برجسته ترین خطاطان وشعرای عصر خود گردیدو از جمله نمونه خط ایشان میتوان به کتیبه سر در مدرسه صدر بازار اصفهان اشاره کرد.
از دیگر آثار برجسته ایشان میتوان به دیوان اشعار که در کتاب آثار ملی اصفهان به آن پرداخته شده است اشاره کرد.
این شخصیت پس ازعمری تلاش در عرصه فرهنگی سرانجام شب سه شنبه در ۲۱ربیع الاول (۱۳۵۹ ه.ق) دعوت حق را لبیک گفته به دیار باقی شتافت ودر تخت فولاد اصفهان در سمت جنوبی آب انبار تکیه کازرونی مدفون گردید.روحش شاد.
سیاسی-مذهبی
تولد، خاندان و تحصيلات
علامه فقيه زاهد مرحوم آقاشيخ مرتضى ريزى، فرزند ملا عبدالوهاب بن شيخ على در قريه ريز لنجان (زرينشهر) متولد شد. پدرش شيخ عبدالوهاب ريزى عالم و فاضل و مجتهد جامع بوده و در اصفهان نزد سيد حجتالاسلام و در نجف اشرف تحصيل نمود و پس از مراجعت در وطن خويش ساكن گرديده و به ترويج دين و اجراى احكام پرداخت. وى پس از وفات در مسجد خودش )مسجد رحيمخان( در اطاقى مخصوص مدفون گرديد. از آثـار مـرحـوم شـيـخ عبدالوهاب ريزى كتاب القسطاس المستقيم كه تعليقهاى مفصل بر قوانين الاصول است را مىتوان نام برد كه نسخهاى از جلد اول آن در كتابخانه دانشگاه اصفهان موجود است. علامه شيخ مرتضىريزى نزد پدر در مسجد رحيمخان ريزى و جمعى ديگر از بزرگان و علماى اصفهان تحصيل نمود و سپس به نجف اشرف مهاجرت و مدت دو سال درس علامه شيخ انصارى را درك نموده و به درس آقاسيدحسين ترك و جمعى ديگر نيز حاضر شد و پس از آن به اصفهان بازگشت. پس از بازگشت به اصفهان از آنجايى كه خود از اساتيد مسلم فقه و اصول و از مدرسان جامع به شمار مىآمد، به امر تدريس و ترويج شعائر اسلامى پرداخت و از اساتيد عاليقدر در دوران تدريس بزرگانى چند از محضرش فيض بردند كه از آن جملهاند: عالم ربانى شيخ علىمدرس يزدى، عالم فاضل ملامحمد حسين ادهم، عالم فاضل اديب ملامحمد همامى، آيتالله حاج سيدعبدالعلى مريدى، آيتالله شيخ اسماعيل معزى، ميرزا حبيبالله نير و عالم مجاهد شهيد سيدحسن مدرس كه تقريرات درس ايشان را هم به عنوان شرح رسائل نگاشته است.
فعاليتهاى سياسى و اجتماعى
دوران حيات اين عالم بزرگوار مصادف با برخى از جريانات سياسى و اجتماعى در ايران بود كه از جمله مهمترين آنها به جريان انقلاب مشروطيت مىتوان اشاره كرد. در اين دوران با توجه به نقش و نفوذ علما در جريانهاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى و دينى جامعه بيعى بود كه مرحوم علامهريزى نيز نقش موثر خود را در اين جريانها ايفا نمايد.بيش از جريان مشروطيت، حضور اجتماعى و سياسى وى در جريان امضاى پيمان اقتصادى مهمى كه بيشتر توسط علما و بزرگان شهر اصفهان انجام شده، قابل ملاحظه است، اين تعهدنامه كاملاً اقتصادى در پنج بند تنظيم شده كه مفاد آن تاكيد بر استفاده از كالاهاى توليد داخلى داشت و از جمله امضاكنندگان اين تعهدنامه شيخ مرتضى ريزى مىباشد. در جريان مشروطه نيز وى از علمايى بود كه كمتر در وقايع آن دخالت مىنمود و آنجايى هم كه از مشروطيت حمايت نموده و اعلاميهاى را امضا نموده، هدف خود را احياى ارزشهاى اسلامى و اجراى عدالت اسلامى بيان مىكند. با امضا و اعلان قانون مشروطيت و روشن شدن ماهيت افكار مشروطهخواهان، علما چون روند وقايع را با موازين دينى و اصول اسلامى مغاير ديدند دست از حمايت مشروطه برداشتند كه از آن جمله مرحوم ريزى بود و در گفتههاى خود مىفرموده: »مردم را طورى اغوا و ترغيب نمـوده و مـىگـوينـد: رعـايـا، بيـلهـاى شمـا طلا مىشود و خاكاندازهاى خانهها و ناودانهاى عمارات نقره و سيخها زر مىشود.« وى را مىتوان از علماى حامى و پشتيبان نظرات شهيد شيخ فضلالله نورى معرفى كرد. همچنين نام شيخ مرتضى ريزى در جريان بركنارى ظلالسلطان از حكومت اصفهان و فشار به علما و بزرگان شهر ازسوى طرفداران ظلالسلطان در حفظ او آورده شده است كه تعدادى از علما مثل مرحوم آخوند ملامحمد حسين فشاركى و ريزى تمكين نكردند و به همين خاطر هم گروهى از آوار بيدآباد و جوزان و فراش اجزاى حكومت درب خانه ريزى را خراب كردند و آخوند ملامحمدحسين فشاركى را در بين راه ملاقات كردند، توهين و... نمودند.
احوال و فضايل اخلاقى و معنوى
مرحوم شيخ در زهد و پارسايى استجابت دعا معروف خاص و عام بود. و در مسجد ذكرالله تدريس و امامت مىنمود و شبهاى جمعه در تخت فولاد به احيا و قرائت دعاى كميل مشغول بوده و جمعيتى متجاوز از ده هزار نفر پاى منبر وى حاضر مىشدند.رسم برپايى مراسم احيا و قرائت دعاى شريف كميل در تخت فولاد اول بار به وسيله عالم جليل فقيه بزرگوار آخوند ملامحمدباقر فشاركى معمول گرديد و بعد از آن به همت مرحوم ريزى و علماى ديگر ادامه پيدا كرد و اين سنت پسنديده و رسم نيكو بحمداله تاكنون ادامه دارد. از جمله كسانى كه در مراسم احياى شبهاى جمعه مرحومريزى شركت مىكردهاند از بزرگانى چون حاج شيخ محمدتقى نجفى )آقانجفى( را نام بردهاند كه از منبر و دعاى وى بهرهمند گرديده و همچنين مرحوم آيتالله ميرزا محمد طيبزاده فرزند عالم فاضل، حكيم جامع و طبيب حاذق مرحوم ميرزا ابوالقاسم طبيب )ناصر حكمت( نيز كه پس از تعليم علوم عربى به تحصيل طب در نزد پدر ارجمند خود و ميرزا محمدباقر حكيمباشى پرداخت و در سن 13 سالگى در اثر تاثير نفس مرحوم ريزى به تحصيلات حوزوى روى آورد. مرحوم جابرى انصارى در مورد آقا شيخ مرتضى ريزى چنين مىنويسد: »بزرگوارى صاحب علم و عمل و در فضايل نفسانيه و نحو اتم و اكمل. منبر آن جناب نعمتى بزرگ بود مر اصفهانيان را. چنانچه ليالى جمعه غالباً چهل هزار نفر در مصلى و بيابان تخت فولاد پاى منبرش متهجد و متعبد بودند و آن بزرگ از عشا تا فجر به دعا و تضرع و اقسام الحاح و عجز بندگان را روى به خداوند برده و تصرفى در مواعظ و انفاس متبركهاش بود كه تا ده ساعت گريه و زارى مردم كسالت پيدا نكرده و خسته نمىشدند.« نقل است كه آيتاله بروجردى كه از شاگردان شيخ به شمار مىآيند در جلسات درس خود به طلاب سفارش كردهاند كه در منابر روضه هم بخوانند و روضه خواندنشان همانند روضهخوانى شيخ مرتضى ريزى باشد.
استجابت دعا
در كتاب معادنالافادات نوشتهى ميرزا حبيباله نيز حكايتى از زبان ايشان بدين مضمون نقل شده است: »يك روز تابستان قبل از ظهر كار مهمى در يكى از روستاهاى اطراف كه حدود چهار فرسنگ با شهر فاصله داشت براى من پيش آمد. پس از صرف نان و آب به طرف روستا رهسپار شدم. هنوز يك فرسنگ و نيم طى نكرده بودم كه تشنگى بر من غلبه كرد. چون مىدانستم كه در دو فرسنگى شهر چشمه آبى است خود را به زحمت به آنجا رساندم اما متاسفانه چشمه خشك شده بود... شدت عطش و گرماى ظهر تابستان نزديك بود كه مرا هلاك كند. با توسل به ائمه اطهار به هر طريقى كه بود فرسخى ديگر را طى كردم تا به آب رسيدم و بىاختيار از مركب به زمين افتادم تا آب بنوشم اما به ناگاه به ياد لب تشنه امام حسين)ع( در روز عاشورا افتادم »فذكرت عطش الحسين)ع( با امداد غيبى از خوردن آب خوددارى كردم و زمان را براى استجابت دعا مغتنم دانستم. سه دعا كردم و آنگاه آب خوردم. يكى از دعاهايى كه مىتوانم بگويم اين بود كه توفيق ترويج شرع مقدس و هدايت مومنان را داشته باشم و به فضل خدا هر سه دعا مستجاب شد«.
نماز و دعاى باران
استجابت دعا ايشان را در زمره مردمىترين علماى عصر خود قرار داده بود به طورى كه وقتى عدهاى از مردم اصفهان از ترس تبعات خشكسالى جهت اداى فريضه نماز و دعاى باران به حاجآقا نورالله و آيتالله درچهاى پناه مىبرند، ايشان با اين جمله كه كار ما نيست و از شيخ مرتضى بخواهيد، مردم به محضر شيخ رهنمون مىشوند. ايشان نيز با برگزارى نماز و دعاى باران به خواسته مردم جامه عمل مىپوشانند و نقل است كه پس از اداى فريضه نماز و دعا، الطاف بارى تعالى شامل حال مردم شد و چنان ابرى در قلمرو آسمان ظاهر و شروع به باريدن كرد كه تا مدتها مردم اصفهان را در بهت و حيرت فرو برد و جايگاه عالى شيخ را در نزد آنان متعالىتر كرد.
وفات
سرانجام اين عالم زاهد در شب دوشنبه هفدهم رمضانالمبارك سال 1329 ق وفات نمود و در محراب عبادت شبهاى جمعهاش در تخت فولاد به خاك سپرده شد و سپس به همت حاج محمدحسين كازرونى از تجار خوشنام و از فعالان اصفهان بر مزار وى بقعهاى بنا نهادند و به مرور محل دفن وى مورد توجه مومنان گرديد و امروزه يكى از تكاياى معروف و معتبر تخت فولاد مىباشد.
شیخ ابوالفضل ریزی

باغ برجی یکی از کبوتر خانه های زرین شهرٍسال
۱۳۸۰

وسال ۱۳۸۷وصدافسوس
