سردار جعفرقلي فرزند حاج محمد مهدي پسر حاج ابوالقاسم پسر حاج کريم خان کدخداي منصف و مردم دار ريز که بسبب حمايت از اهالي ريز و عدم پرداخت ماليات در يکي از هفت سال سن خوارگي دوره محمد حسن خان قاجار توسط بدخواهانش به جوخه اعدام سپرده شده، خود نيز با پيروي از جدش بعنوان کدخداي ريز رعايت حال رعايا را در حد اعلا مينمود تا اينکه ظل السلطان با فرمان پدرش حکومت اصفهان را غصب کرد وبا سوء استفاده از موقعيت دربار در واگذاري املاک شاهي بعلت بدهکاري، شروع به تصرف املاک دربار ( دولتي ) با بهاي اندك نمود و هرجا که اثر از زمين مرغوب و با ارزش بود در تملک خود درآورد.
سردار جعفرقلي خان نيز که درمراودات خود با ظل السلطان بسبب دلاوري و کارداني لقب خان را از او دريافت کرده بود جهت خريد اراضي ريز طرف شورظلالسلطان قرارگرفت و با آگاهي از خلق و خوي شاهزاده قاجار در تعدي به مردم روستاها ايشان را از خريد املاک ريز منصرف و در عوض خواهر ايشان بانو عظمي را جهت خريد اين اراضي تشويق کرد که شاهزاده قاجار نيز پس از مدتي با اطلاع از مرغوبيت اراضي کينه اين سردار دلاور را به دل گرفت و در سالهاي بعد با تحريک بديعالملک خواهرزادهاش سعي در غصب کل املاک روستا نمود که در اين راستا دو مرتبه به روستا قشونکشي کرد و بسياري از خانه هاي مردم را تخريب و اقدام به ضرب و شتم اهالي و ميخکوب کردن گوش آنها به در و ديوار نمود و نهايتاً نيز با عزل سردار دو کدخدا براي ده منصوب نمود.
سردار نيز با تعدادي از اهالي از روستا متواري و طي دو مرحله با حمايت اهالي و شيرزنان روستا جواب دندان شکني به اين شاهزاده داده و با عزيمت به تهران در زمان ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه سرانجام در سال ( 1314 ه . ق ) فرمان شاهي مبني بر رفع ظلم و تعدي از اهالي ريز را دريافت و برگ زريني بر مبارزات روستا عليه بيدادگري شاهزاده قاجار برجاي گذاشتند که مجموعه اين حرکتها در مراحل بعدي منجر به عزل حاکم جبار اصفهان ظل السلطان و حمايت جنبشهاي آزادي خواهي در سطح اصفهان وکشورگرديد.
سرانجام اين سردار دلاور پس از پشت سرگذاشتن دوران طولاني در مبارزه با زور و تعدي در بار حاکم پس از اخذ فرمان شاهي مجدداً وارد روستا ميشود و تا آخر عمر بعنوان کدخداي ده باقي ميمانند و پس از فوت در يکي از حجره هاي غربي حيات مسجد رحيم خان ( برادر پدر بزرگش ) مدفون ميگردد.